برچسب:
نویسنده: رضا رحیمی
Post Pediatric Exam
ولی من هیچوقت دست از تلاش برنمیدارم...از اول زندگیم جنگیدم.اون روزا برای هیچ نبوده.
پ.ن : تو 24 سالگی دارم همزمان آلمانی و موزیک یاد میگیرم.دیگه آدم با چه کاری میتونه ذهنشو از ی سری چیزا منحرف کنه :)
برچسبها: همینطوری
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۹/۲۲ساعت ۸:۵۴ ب.ظ توسط یک نفر| |
![]()
برچسب:
نویسنده: رضا رحیمی
برچسب:
نویسنده: رضا رحیمی
برچسب:
نویسنده: رضا رحیمی
برچسب: زنجیرگسیخته,
نویسنده: رضا رحیمی
برچسب:
نویسنده: رضا رحیمی
برچسب: قرنطینه,
نویسنده: رضا رحیمی
پناه
خیلی بده آخرین جایی که آدم میتونه بهش پناه بیاره اینجا باشه.نه؟من تو تنهاترین حالت زندگیم شاید زندگی میکنم.میدونم تنهاترین حالت چیه ولی نمیخوام بهش فکر کنم.شاید مامان بابا تو این حالت باشن ولی اونا هم همو دارن.اون بچه ای که تو زلزله همه ی اعضای خانوادش رو از دست داده ولی فکر کنم تو تنهاترین حالت زندگیش باشه.راستی چجور میشه تو همچین سنی این حجم از غمو تنهایی تحمل کرد؟؟ نه مادری باشه که شب برات لالایی بگه،نه پدری باشه که حمایتت کنه،نه برادری،نه خواهری،نه هیچی! اگه من تنهام پس اون چیه؟ اگه تنهایی اینقدر به من فشار میاره پس اون با چی داره کنار میاد؟ اون درددلاشو کجا میگه؟ من اینجارو دارم اون کجارو داره؟ صداش به کجا میرسه؟ به ماها که خوابیم؟ به خدا؟...بگذریم.خیلی چیزا تو دلم هست فقط نمیدونم چجور بریزمشون بیرون...برچسبها: همینطوری
نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۶/۰۹/۰۷ساعت
۵:۴۱ ب.ظ توسط یک نفر| |
برچسب:
نویسنده: رضا رحیمی